سه شنبه...روز بد شانسی

اصن امروز خیلی روز بدی بود کلی بد شانسی آوردم....

1.صبح که خواب موندم....

2.به اتوبوس نرسیدم و مدرسه ام دیر شد...

3.کتاب جغرافیام رو جا گذاشته بودم...

4.وسط امتحان ریاضی برگمو الکی الکی ازم گرفت و گفت تقلب کردی....

5.سر زنگ برنامه نویسی فلشم سوخت....

6.تو زنگ تفریح سر والیبال توپ خورد توی آبگاهم(پایین قفسه سینه) اصن حالم خراب شد...

7.سر زنگ دفاعی رفتم آب بخورم برگشتنی داشتم میدوئیدم زانوی چپم قفل کرد شیرجه رفتما....شانس آوردم برای اولین بار آستینم رو نزده بودم بالا وگرنه پوست دستم میرفت و احتمالا از درد اون یه تکون میخوردم دستم و انگشتام میشکست...

8.آخر زنگ مشاور اومد پدرمو درآورد...

9. توی راه نزدیک بود با پسره دعوام بشه که خوب یکی از بچه هامون قضیه رو جمع کرد...(بیشعور سنگ و اشتباهی زد خورد به من بعدش میگه خوب کردم)

10.وسطای راه داشتم با یکی از بچه هامون شوخی میکردم شاخ به شاخ عموم در اومدم آبروم رفت....

11.داشتم به زمین و آسمون سر این بد شانسیا فوش میدادم که رو به رو مسئول انسانی پایگاهمون در اومدم....

12.الانم فهمیدم صب کلیدم جا مونده و هیشکی هم خونه نیست و تا ساعت 7.5 باید پیش بچه ها باشم...

۳ لایک :)
:||

:)

لعیا عباسی ۱۹ آبان ۹۵ , ۱۳:۰۵
آخییی😯
چه روز بدی داشتی 😐
این بیان چشه...
هی ارور میده😠

عخییی

اوهوم
چمدونم...
زده بغل

مکاترونیک خودرو ۱۹ آبان ۹۵ , ۰۸:۲۲
زندگی بالااااااااااوپایین دااررررررررررررره

برای همه مون پیش میااااد

ولی مشغله ذهنیت زیااااااااده

بله ...

اون که صد البته...
مشغله ذهنیم فراوونه(بر وزن قر تو کمرم فراوونه)

محمدرضا سلمانیان‌نژاد ۱۸ آبان ۹۵ , ۲۳:۲۴
دشمنت شرمنده

:)

سلام یه نوحه از هلالی بذار خوبت میکنه 

:)
بعضی روزا روز عادم نیست. چرا شو نمیدونم.
چند روز پیش منم خیلی بد بود.
صبحش با راننده تاکسی دعوام شد چون از عاغایی ک جلو نشسته بود خواهش کردم جاشو با من عوض کنه که من کنار دو تا عاغای دیگه نشینم. آن تراک شکلات داغ خریدم دست دوستم خورد بهش خالی شد روم. با هزار بد بختی چادرمو تمیز کردم برگشتم سر کلاس ک استاد برا یه سوال صدام زد پای تخته. اونجام یکی از گنده بی عقلای کلاس یه تیکه انداخت و همه خندیدن. شبشم یادم افتاد باید برای فرداش راپید میخریدم و نخریدم.😯😠😡😥

اصن دنیا خرابه...

^_^

الان زنده ای ؟!
نگران شدیم والا :))

فک نکنم...

:)

کفشدوزک بلاگ ۱۸ آبان ۹۵ , ۱۸:۳۰
(-:بلای دیگه ای بود که سرت نیومده باشه؟

فک نکنم

محمدرضا سلمانیان‌نژاد ۱۸ آبان ۹۵ , ۱۸:۲۶
صبح‌ها یه بسم اله بگو
و حداقل یک استغفرالله بگو چو استغفار دفع بلا می‌کنه
من واقعا خواهش می‌کنم به فکر چشم ما باش و قالبتو عوض کن 
(لبخند)

چشم...

چشم...
شرمنده...این کارو نمیکنم

چ داغون چ افتضاح!! چ فاجعه...

^_^

ابو اسفنج بلاگفانی ۱۸ آبان ۹۵ , ۱۸:۰۹
اینا به خاطر اینه که ما دیشب پست نذاشتیم. سعی کن خودت رو با این شرایط وفق بدی!

چی چیو وفق بدم فقط بمبارون شیمیایی نشدم

چ بد:|

بد واس یه لحظشه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
:)طراح قالب : داداش عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان